دانلود پاورپوینت آشنايي با ادبيات و تاريخ از زمان پيدايش آثار مربوط به آن تا قرن چهارم هجري (کد16329)

تومان8,000

دانلود پاورپوینت آشنايي با ادبيات و تاريخ از زمان پيدايش آثار مربوط به آن تا قرن چهارم هجري

تاريخ ادبيات (1)

تعداد اسلاید :169اسلاید نوع فایل : پاورپوینت / ppt / pptx / powerpoint

 دانلود پاورپوینت آشنايي با ادبيات و تاريخ از زمان پيدايش آثار مربوط به آن تا قرن چهارم هجري

دانلود پاورپوینت آشنايي با ادبيات و تاريخ از زمان پيدايش آثار مربوط به آن تا قرن چهارم هجري
تاريخ ادبيات (1)

عنوان های پاورپوینت آشنايي با ادبيات و تاريخ از زمان پيدايش آثار مربوط به آن تا قرن چهارم هجري،تاريخ ادبيات (1)عبارتند از :

آشنايي با ادبيات و تاريخ از زمان پيدايش آثار مربوط به آن تا قرن چهارم هجري
تاريخ ادبيات (1)


تکه ها و قسمت های اتفاقی از فایل آشنايي با ادبيات و تاريخ از زمان پيدايش آثار مربوط به آن تا قرن چهارم هجري،تاريخ ادبيات (1)

معرفي و راهنمايي كلي طرح درس «تاريخ ادبيات (1) و جايگاه آن در ميان درسهاي ديگر:
نام درس: تاريخ ادبيات ايران (1)تعداد واحد درس: 2منبع درسي: تاريخ ادبيات ايران (1)نام تهيه‌كنندة اسلايد: دكتر احمدعلي جعفري(عضو هيأت علمي دانشگاه)
1
ادب به همة افعال پسنديده‏اي گفته مي‏شود كه از نفس صادر مي‏گردد و فرق آن با اخلاق در اين است كه اخلاق، هم به افعال پسنديده و هم به افعال ناپسند اطلاق مي‏گردد.
2
از ديرباز فنون مربوط به ادب را فنون ادبيه يا علوم ادبيه گفته‏اند و مجموع فنون ادبيه را ادبيات نام داده‏اند. قدما در تعداد فنون ادبي اختلاف دارند. بعضي آن را هشت فن و برخي بيشتر دانسته‏اند.
3
ادبيات در اصل جمع ادبيه است. با حذف موصوف آن (فنون يا علوم)، ولي عادةً در فارسي آن را جمع .ادب به كار برده‏اند.
4
اديب در آن روزگار به كساني گفته مي‏شد كه از همة دانشهاي ادبي يا بيشتر آنها كمابيش آگاهي داشت.به تعبير عام ادبيات معناي وسيعي دارد و بسياري از آثار علمي و فكري را شامل مي‏شود. اما به تعبير خاص، ادبيات به معاني گوناگون به كار مي‏رود.
5
اثر ادبي سخني است كه انديشه و احساس و تجربة گوينده يا نويسنده را آميخته با تخيّل هنرمندانه بيان كند. وسيلة آفرينش اثر ادبي كلمه‏ها و جمله‏ها، يعني زبان است.
6
شاعر يا نويسنده هنگامي مي‏تواند اثري ادبي بيافريند كه خود شاديها، رنجها، آرزوها، ناكاميها و فراز و نشيبهاي زندگي را آزموده باشد. به همين سبب اثر ادبي در ظاهر بيانگر عاطفه، انديشه و تجربة يك نويسنده يا شاعر است.
7
تاريخ ادبيات، تنها تاريخ شاعران و نويسندگان نيست. با تحقيق در ادبيات ملتي، مي‏توان پي برد كه آن ملت چگونه مي‏زيسته است، و به حيات چگونه نگريسته است، و احساس آن ملت چگونه بوده است.
8
تاريخ ادبيات آينة تمام نماي حيات ملي و معنوي ملتهاست.
9
محيط اجتماعي مؤثرترين عامل در پديد آمدن آثار ادبي است. در دوره‏اي كه مردم رفاهي نسبي داشته‏اند و زمام امور مملكتي در دست فرمانروايان عادل و مقتدر بوده، گويندگان و نويسندگان آن دوره آثار برجسته‏اي عرضه كرده‏اند و برعكس روزگاري كه جامعه با انحطاط روبرو شده، تدريجاً آثار انحطاط به ادبيات نيز نفوذ كرده است.
10
همان‏طور كه كودك در خانوادة خود چيزهايي را از والدين و اطرافيان خود فرامي‏گيرد، شاعر يا نويسنده هم براي آفرينش اثر خويش ناگزير به پيشينيان توجه مي‏كند و از آثار آنان بهره مي‏گيرد.
11
براي آنكه بتوان تاريخ ادبيات ايران را دقيقاً و باتوجّه به نقطه‏هاي عطف تاريخي مورد بررسي قرار داد ناگزير بايد آن را به ادوار مختلف تاريخي تقسيم كرد.
12
در زمان سامانيان سلسله‏هاي كوچكتري نظير آل‏‏مأمون، آل‏محتاج و آل‏عراق در بعضي از نواحي ايران حكومت مي‏كرده‏اند كه گروهي از شاعران و دانشمندان در دربار آنان مي‏زيسته‏اند و از نواخت آنان برخوردار بودند.
14
طي آخرين سالهاي 3000 ق.م در شوش تمدني پديد آمد كه هرچند تحت‏نفوذ قوي بين‏النهرين قرار گرفت، خط مخصوصي به نام «عيلامي مقدم» ايجاد كرد.
15
سيلك(Sialk) نزديك كاشان تنها نقطه‏اي در نجد ايران است كه پيش از عهد هخامنشي مدارك كتبي در آن به دست آمده است.
16
در نجد ايران اقوام بومي غيرايراني مي‏زيستند. ايرانيان در اواسط و شايد هم در اواخر هزارة دوم قبل از ميلاد به اين سرزمين آمده‏اند. 1. عيلامي‏ها (جنوب‏غربي ايران) كاسي‏ها (اطراف زاگرس و لرستان) كادوسي‏ها (گيلان) تپوري‏ها (مازندران) از جمله ساكنان ايران در عهد ماقبل آرياييها بودند.
17
قديمي‏ترين آثار نژاد هند و اروپايي را ـ از هزارة چهارم قبل از ميلاد ـ در سرزمين گسترده‏اي مي‏توان ديد كه از شرق به سرچشمه‏هاي يني‏سئي و از غرب تا كرانه‏هاي شمال‏غربي درياي سياه محدود مي‏شود.
18
در اساطير ايراني آمده است كه انسان از خورشيد به وجود آمده و نور خورشيد از نوري است كه در نطفة كيومرث بودهاست. در اساطير هندي يَمَ جم= (yama) خداي خورشيدي انسانها را آفريده است.
19
مسئلة جاودانگي زن و ميرنده بودن مرد را در اساطير ايراني مي‏توان يافت. واژة «زن» با «زادن» مربوط است و نام كيومرث به معني زنده ميرا است (gayo mareta). اجساد مردگان را در حالتي كه پاها را جمع كرده‏اند و روي مردگان را با گل اخرا اندوده مي‏يابيم.
20
گِلِ اُخرا نَمادِ خون است و حالت مرده در گور همانند حالت جنين در رحم است. مرگ تولدي ديگر و حياتي تازه است.
21
سوزاندن اجساد نيز در ارتباط با خورشيد توجيه مي‏شود، زيرا آتش بر روي زمين مظهر نور و گرماي خورشيد است.
22
در اساطير ايراني همه چيز به سمت زمين ميل دارد جز آتش كه به سمت خورشيد مايل است. پس اگر انسان از خورشيد است كه بر‏زمين افتاده بايد او را سوزاند تا به سرمنزل نخست باز گردد.
23
مرگ پيوستن به نور مطلق است. همچنانكه در عرفان فنا شرط بقاست. بهشت بزرگ در خورشيد است (عيسي (ع) نيز در آسمان چهارم است كه برطبق هيئت قديم فلك خورشيد است.
24
ظاهراً در حدود 2000 ق.م نشانه‏هاي مهاجرت نژاد هند و اروپايي به سرزمينهاي تازه مشاهده مي‏گردد. رام كردن اسب اين مهاجرتها را آسان مي‏ساخت.
25
اسب جانور وحشي جلگه‏هاي روسيه و سيبري غربي و جنوب‏غربي بود. هند و اروپاييان رام كردن اسب را ضمن تماسهايي كه از طريق قفقاز با بين‏النهرين داشتند از اقوام بين‏النهرين آموختند.
26
ظاهراً براثر استفاده از اسب و گردونه بوده است كه اقوام هند و اروپايي توانستند از جانب مغرب تا دل اروپاي امروزي و سواحل رود راين و دانمارك پيش روند.
27
سومريها (يا شومريها)‏ي نخستين كه ظاهراً ابتدا در كوهستانهاي ايران مي‏زيستند، قومي بودند كه در قسمت جنوب‏غربي بين‏النهرين سكونت كردند. به زباني غير سامي سخن مي‏گفتند. تمدن سومري عمدتاً زراعي بود.
28
فتوحات سارگن اول فرمانرواي دولت اَكّد منجر به آميزش تمدنهاي سومري و سامي شد.
29
در سومر دو مجلس (پيرمردان يا شيوخ و جوانان) وجود داشت و همة مسائل شهري مي‏بايست به تصويب اين دو مجلس برسد. نظام حكومتي دموكراسي بود.
30
در جوامع قديم هرجا كه شاخة اصلي اقتصاد گله‏داري است مردسالار و هر جامعه‏اي كه اين شاخة اصلي كشاورزي است زن‏سالار است.
31
در سراسر نجد ايران تا حدود سند و همچنين تا آسياي صغير و مصر مادرسالاري نظام مشترك است.
32
در جامعة مادرسالار، زن الزاماً خود حكومت نمي‏كند بلكه شوهر يا برادرِزن از جانب او حكومت مي‏كند. گاهي نيز چون بلقيس خود حكومت مي‏كند.
33
آيينهاي مادرسالاري بين‏النهرين و آيينهاي بعدي پدرسالاري اقوام بومي سرزمين بين‏النهرين از نظر فرهنگي بر مهاجران ايراني اثر گذاشته است. در اين تأثير انتقال خون پادشاهي از طريق زن را آشكارا مي‏توان ديد.
34
ازدواج با محارم در مصر و آسياي‏غربي و نيز در ايران به منظور حفظ خون در خانواده از اين سبب رايج بوده است.
35
در اساطير پهلواني ايران نشانه‏هاي جامعة مادرسالاري فراوان ديده مي‏شود زال پس از ازدواج با رودابه در سيستان مي‏ماند و رستم در سرزمين مادرش به دنيا مي‏آيد نه در گرگسار (حدود سمنان) كه محل زندگي سام پدر زال است.
36
اين نشانه‏هاي مادرسالاري در تاريخ فرهنگ ما ريشة ايراني ندارد بلكه متأثر از فرهنگ گستردة مادرسالاري موجود در آسياي ميانه و ايران، به هنگام ورود فرهنگ هند و ايراني به اين سرزمينهاست (حدود 1200 ق.م).
37
بنابر شواهد موجود در هزارة دوم ق.م. در هند، ايران، بين‏النهرين و يونان خداي مذكّر پيري وجود داشته است كه همان خداي زمان شمرده مي‏شود .
38
زُروان سالهاي دراز آرزوي فرزند داشت و چون آرزويش برآورده نشد، به فرزند داشتن خود شك برد.
39
از زُروان دو پسر بوجود مي‏آيد: تاريكي و روشني. ميان اين دو نبرد است. ميانجي نبرد آنها ايزدمهر است كه داور انسان نيز هست. اين ايزدمهر در آيين زرواني پديده‏اي است ايراني كه به تأثير تمدن آسياي غربي صورت زرواني يافته است.
40
آنچه در آيين زرواني مهم است نقش ايزدمهر است. مهر در اساطير ودايي خدايي است داراي بن خورشيدي و رابط جهان اهورايي با انسان.
41
تفكر زرواني ـ اسارت روح در ماده و بن اهريمني داشتن ماده ـ در دين مانوي و عرفان ايراني به نحوي منعكس است.
42
در آيين مانوي ماده متعلق به اهريمن است و پس از نه‏هزار سال، جهان از بند ماده رها خواهد شد. اما در دين زردشت اين بدبيني وجود ندارد: جهان ماده‏ها اهريمني نيست، هرمزدي است.
43
در دين مانوي زروان در مقابل اهريمن قرار مي‏گيرد و هرمزد پايين‏تر از زروان جاي دارد. در اين آيين هرمزد نقش عظيمي ندارد فقط منبع نور است.
44
در متون مانوي آسياي ميانه (پارتي) آثار زروان‏پرستي مهرپرستي را بيشتر از ايران جنوب‏غربي مي‏بينيم.
45
يكي از برجسته‏ترين ايزداني كه ايرانيان باستان به ستايش آنها مي‏پرداختند ايزدمهر بود. ميترا (Mithra) (مهر) يك خداي هند و ايراني است.
46
ستايش ايزدان باستاني كه يكي از آنها ايزدمهر بود با رسمها و آيينهاي ويژة خود كه قرباني نيز در ميان آنها موسوم بود، از كهن‏ترين زمان در ميان ايرانيان رواج داشت.
47
در دين زرواني ـ مهري، مهر نه‏تنها خداي پيمان بلكه خداي جنگ، شهريار بزرگ و خداي بركت‏بخش هم هست.
48
وظايف را كه پادشاه بر روي زمين دارد، مهر در آسمان همان وظايف را انجام مي‏دهد. بهرام به دنبال گردونة مهر مي‏دود. بهرام يار و همراه مهر و پاسبان عهد و پيمان است.
49
زُروان هرمزد هرمزد زرواني گاهاني هخامنشي بعداز زردشت رمزد اهريمن سپند مينو اهريمن اَرتَه دروغ هرمزد ــ اهريمن زُروان دين مانوي هرمزد اهريمن
50
مادها و پارسيان و ديگر قبايل خويشاوند آنان خود را با افتخار «آريايي» يعني «نژاده، آزاده، نجيب» مي‏خواندند تا از بوميان متمايز باشند.
51
مادها عليه همسايگان نيرومند خود آشور در مغرب و اورارتو در شمال و شمال‏غرب با هم متحد شدند. اين تصميم در اسم پايتخت آنان همدان (هنگمتانه Hangmatāna = انجمن‏گاه و محل تجمع) پيداست.
52
مادها به لهجه‏اي از زبانهاي آريايي سخن مي‏گفتند. و روشن است كه زبان پارسيها را به ‏خوبي مي‏فهميدند. به ‏همين جهت همراه كتيبه‏هاي هخامنشي متني به زبان مادي نيامده است.
53
مادها خط خاصي نداشتند و احتمالاً دبيران آنها خطوط آرامي، آشوري و عيلامي را مي‏توانستند بخوانند.
54
داريوش‏بزرگ در نسخة عيلامي كتيبة بيستون، پس از ستايش اهورمزدا مي‏گويد كه «اهورمزدا خداي آرياييان» بوده است. از اين اشاره برمي‏آيد كه مادها اهورمزدا را مي‏پرستيدند و دينشان مانند دين پارسيان بوده است.
55
هخامنش در 700 ق.م بر اَنْشان (نام ديگر‏فارس) چيره‏شد. پسرش چيش‏‏پيش (Čaišpiš) پس از سلطنت طولاني كشور را به دو پسرش اريا‏رمنه (Ariyaramna) و كوروش (جد كوروش بزرگ) واگذار كرد.
56
كوروش به قدري مهربان و دوستدار ياران و غمخوار مردم بود كه يهوديان او را «مسيح موعود» و مردم «پدر» مي‏خواندند.
57
داريوش كه در زمان كوروش به دربار راه يافته بود، پس از مرگ كمبوجيه به فرماندهي گروهي كوچك نايل شد تا ميراث كوروش را نجات دهد.
58
داريوش دستور داد كه در بيستون كتيبه‏هايي به سه زبان عيلامي، بابلي و آريايي (فارسي باستان) بنويسند تا مردم از كارهايش آگاه شوند و حقانيت او را بپذيرند.
59
داريوش مركز كشوري را از همدان به ‏شوش انتقال داد. بابل را پايتخت زمستاني و همدان را پايتخت تابستاني خود ساخت.
60
خشيارشا نوة دختري كوروش جانشين داريوش شد. وي با يونان به نبرد پرداخت.
61
زبان پارسيان فارسي باستان بوده است كه يكي از زبانهاي كهن ايراني است. زبانهاي ايراني جزو زبانهاي هند و ايراني و زبانهاي هند و ايراني شاخه‏اي از زبانهاي هند و ‏اروپايي هستند.
62
فارسي باستان ابتدا در پارس رايج بود. سپس در گوشه و كنار شاهنشاهي ميان صاحب‏منصبان و گماشتگان دولتي رواج يافت.
63
در دورة هخامنشي چهار نوع خط در استانهاي ايران رواج داشت: خط هيروگليفي در مصر، خط آرامي در همة آسياي‏غربي، خط بابلي در بابل و خط عيلامي در ايران‏غربي.
64
پيش از داريوش مردم در ايران خطوط عيلامي، بابلي و آرامي را مي‏شناختند به‏دستور داريوش خطي مركب از 42 علامت كه هركدام از يك تا پنج نقش به شكل ميخ تركيب يافته است، ساخته شد.
65
ظاهراً داريوش بزرگ دستور داده است كه خطّي براي فارسي باستان ساخته شود و اين زبان بدان نوشته شود.
66
الف) زادگاه زردشتبعضي او را از مردم ري، آذربايجان، خوارزم، مرو و هرات دانسته‏اند، اما بنا به تحقيقات جديد كه از تحليل زباني به دست آمده، زادگاه وي در مشرق ايران و احتمالاً در بلخ يا در خوارزم بوده است.
67
ب) زمان زردشتدورترين زماني‏كه براي زردشت و زندگي او درمنابع ذكر كرده‏اند، قرن هجدهم پيش از ميلاد و نزديكترين آن سدة ششم پيش از ميلاد است.
68
زردشت بحق نخستين مصلحي است كه به تبليغ توحيد و عظمت خداوندي پرداخته و به خداي واحد و قادري كه كبريايي او بيش از خدايان كيشهاي قبلي است، اعتقاد داشته است.
69
به نظر زردشت از ابتداي آفرينش جهان به دست «خداي مهربان» دو روح پيدا شده، و هريك از اين دو، دست به انتخاب مهمي زده است.
70
آيين زردشت بر پاية انديشة پاك، گفتار پاك و كردار پاك استوار است. زردشت مي‏گويد: «شراب سكرآور كثيف چگونه مي‏تواند به نيكي كمك كند.
71
افكار و تعاليم زردشت به راستي بسيار پيشرو و شجاعانه بوده است، ولي پس از درگذشت وي آن تعاليم تحت‏تأثير سُنَنِ جاري و احتياجات روزمره و تمايلات مؤمنان تغيير صورت داد.
72
حكمت زردشت را در سه عبارت زير مي‏توان خلاصه كرد: منش نيك، گفتار نيك، كردار نيك.
73
و) شهادت زردشتطبق روايات زردشت در دومين حمله ارجاسب توراني به دست يك توراني به نام بِرادْرِش به قتل رسيد. گويا در زمان مرگ 77 (يا 72) سال داشت. زردشتيان پنجم دي‏ماه را روز مرگ زردشت مي‏دانند.
74
مسئلة مغان و مناسبات آنها با آيين زردشتي مورد اختلاف است. برخي آنان را قبيله‏اي بومي از ساحران و احضاركنندگان مردگان مي‏شمارند كه موجب انحطاط آيين زردشتي شدند. برخي ديگر آنان را مريدان راستين زردشت
75
اوستا (اوستاك، ايستاك) به معني اساس، بنياد، متن اصلي، پناه و ياوري است. نام كتاب زردشت كه برطبق روايات اسلامي بر روي دوازده‏هزار پوست گاو نوشته شده بوده است.
76
يسنا (Yasnā) به معني پرستش و ستايش و نماز و جشن است. يسنا به‏ويژه به‏هنگام مراسم مذهبي خوانده مي‏شود. جمعاً 72 فصل دارد.
77
گاتها كهن‏ترين و مقدس‏ترين بخش اوستاست. در كتب بسيار كهن ديني برهمايي و بودايي گاثا عبارت از قطعات منظومي است كه در ميان نثر باشد.
78
زندزند (Zand) تفسير پهلوي است كه در عهد ساسانيان بر اوستا نوشته‏اند. امروزه زند گزارش اوستاست به زبان پهلوي. زردشتيان معتقدند كه اوستا و زند هردو از آسمان نازل شده‏اند.
79
پازندپازند، زبان پهلوي بدون هزوارش است. هزوارش‏هايي كه در متون پهلوي بوده بيرون آوردند و به جاي آنها لغات پارسي گذاشتند.
80
خطي كه اوستا بدان نوشته شده، خط اوستايي ناميده مي‏شود. اين خط را نويسندگان اسلامي «دين دبيره» ناميده‏اند.
81
الفباي دين دبيري امروز در همة خاور زمين بهترين الفبايي است كه موجود است. آن را در چند ساعت مي‏توان فرا گرفت و اوستا را درست خواند.
82
فيليپ، پدر اسكندر، پادشاه مقدونيه بود. پس از غلبه بر يونانيان درصدد فتح ايران برآمد، اما كشته شد.
83
پارتيها (اشكانيان) در ابتدا جز تهور جنگي هنري نداشتند. به اين جهت تمدن يوناني را كه در دورة سلوكيان رواج يافته بود، محترم مي‏شمردند .
84
سلطنت اشكانيان استبدادي بود. آنان قشون منظمي نداشتند، بلكه هر بزرگي براي خود داراي قشون خاصي بود.
85
دين ايراني در عهد اشكانيان كاملاً معلوم نيست. ظاهراً تثليث اهورامزدا، مهر، ناهيد كه در دورة هخامنشي پرستش مي‏شد در عهد پارتيان نيز مورد‏توجه و احتمالاً دين رسمي بود.
86
در دورة اشكاني زبان پارتي (پهلوانيك) زباني ديواني بوده است. اين زبان با فارسي ميانه خويشاوندي نزديك دارد.
87
از بناهاي مهم اشكاني:1. خرابة معبد كنگاور است كه شباهت زيادي به معابد يوناني دارد.2. در همدان نيز معبدي به نام آناهيتا باقي است كه ستونهاي آن به ستون‏سازي يوناني شبيه است.
88
ظاهراً خداي‏نامه (Xwatāy – nāmag) كه مجموعه‏اي از اساطير پهلواني ايراني است در دورة اشكاني شكل قطعي يافته است.
89
علماي اديان در اروپا مانويت را جزو اديان گنوسي (gnossi) مي‏دانند كه به‏معني معرفت و شناسايي است.
90
در تمام اديان گنوسي انسان به وسيلة نوعي معرفت و شناسايي كه به او الهام مي‏شود، درصدد نجات خود از عالم ماده و ظلمت برمي‏آيد. نام همة ادياني را كه خلاص انسان را در معرفت يا شناختن اصل خود مي‏دانند، گنوسي گفته‏اند.
91
ماني در سال 216 ميلادي در آبادي مردينو در شمال بابل از پدر و مادري كه از نجيب‏زادگان اشكاني بودند، متولد شد.
92
به عقيدة ماني در آغاز نور و ظلمت يا روح و ماده از هم جدا بوده‏اند و نور در بالا و ظلمت در پايين مستقر بوده‏اند.
93
مزدك پسر بامداد در ماذرايا (Mādhraya) در ساحل شرقي دجله كه اكنون كوت‏العماره ناميده مي‏شود به دنيا آمده است.
94
مزدك پيرو ماني بود و ظهور او در زمان قباد اول (488ـ531 ميلادي) اتفاق افتاد.
95
آنچه دين مزدك را از اديان ديگر ممتاز ساخته و موجب رواج آن در عهد قبادشده است و خطر بزرگي براي سلطنت ساساني و بنياد اجتماعي آن ايجاد كرده، عقايد ديني وي نبوده بلكه اعتقادات اخلاقي و اجتماعي او بوده است.
96
در كيش مزدك نيز مانند آيين ماني از هرچيز كه علاقة روان را به ماده بيشتر مي‏كند بايد پرهيز كرد، به اين جهت خوردن گوشت حيوانات نزد مزدكيان حرام بوده است.
97
زبان رسمي در عصر ساساني، پهلوي، پهلوي ساساني يا فارسي ميانه ناميده مي‏شود كه خود دنبالة فارسي باستان است.
98
خط پهلوي كه بخش عمدة ادبيات فارسي ميانه به آن خط نوشته شده داراي اصل آرامي است، تعداد حروف الفباي آن 22 تاست. اين خط از راست به چپ نوشته مي‏شود.
99
از پاره‏اي نوشته‏هاي فارسي ‏ميانه فقط متن پازندي دردست است و اصل متن به خط پهلوي دردست نيست.
100
سكه‏هاي شاهان ساساني پس از انقراض شاهنشاهي ساساني نيز چندزماني در ايران رواج داشت. در حاشيه بعضي از سكه‏ها نام واليان عرب به خط پهلوي و احياناً كلمه‏اي به خط كوفي ديده مي‏شود.
101
از روزگار ساساني سنگ نوشته‏هاي متعددي برجاي مانده است كه از نظر تاريخي و زباني ارزش فراوان دارند.
102
زند اوستاقريب يك‏چهارم نوشته‏هاي فارسي ميانه را گزارشها يعني ترجمه‏هاي همراه با تفسير متنهاي اوستايي دربر مي‏گيرند. اين گزارشها به زند ‏اوستا معروف است.
103
پيامبر اكرم (ص) در سال 611 ميلادي به نبوت مبعوث شد و در سال 622 ميلادي از مكه به مدينه هجرت كرد.

آشنايي با ادبيات و تاريخ از زمان پيدايش آثار مربوط به آن تا قرن چهارم هجري
تاريخ ادبيات (1)
104
ايرانيان هرچند كه آيين اسلام را بر وفق ذوق خود يافتند، اما در باطن با نفوذ عرب به مقابله برخاستند. چون خلافت به بني‏اميه رسيد و آنان ستمكاري آغاز كردند، ايرانيان نهضت ضدعرب را كه در آن هنگام شعوبيه ناميده مي‏شد، تقويت كردند.
105
چون آل‏علي هم با بني‏اميه مخالف بودند، ايرانيان از آل‏علي حمايت كردند. هنگامي كه مختار ثقفي در حدود 65 هجري به انتقام خون حسين‏بن‏علي (ع) برخاست، ايرانيان او را ياري كردند و از ستمكاران عرب انتقام گرفتند.
106
در سال 129 هجري ابومسلم خراساني قيام كرد و خلافت بني‏اميه را برانداخت و عباسيان را كه به خاندان پيامبر نزديكتر بودند به خلافت رسانيد.
107
تعصب و غرور اعراب به جايي رسيد كه فكر كردند كه خداوند آنان را براي فرمانروايي جهان برگزيده است. با آنكه دين اسلام مفاخرت را از بين برده بود، آنان به تفاخر مي‏پرداختند.
108
ايرانيان دريافتند كه بني‏عباس هم نامردماني مكّارند، لذا عليه آنان برخاستند.
109
طاهر ذواليمينين سردار مأمون در سال 205 هجري حكومت تمام بلاد واقع در شرق بغداد را گرفت و اولين حكومت ايراني نيمه مستقل را در ايران تأسيس كرد.
110
در سال 201 بابك خرم‏دين كه گويا از آيين مزدك پيروي مي‏كرد، عليه تازيان برخاست و پس از سالها مبارزه در 223 به دست افشين سردار ايرانيِ معتصم به قتل رسيد.
111
در سال 224 مازيار بن قارن در مازندران قيام كرد. در همان سال اسير شد و به‏‏سال 225 در سامرا كشته شد.
112
يعقوب ليث از عياران بود. عياران يا جوانمردان طبقه‏اي از طبقات اجتماعي و گروهي از مردم عادي ايران بودند كه رسوم و آداب و تشكيلات خاصي داشتند.
113
تذكره نويسان چند تن را به عنوان نخستين شاعر فارسي‏گوي معرفي كرده‏اند كه نام: محمدبن وصيف سگزي، بهرام گور، ابوالعباس مروزي، ابوحفص سغدي در ميان آنهاست.
114
هرچند كه دين اسلام، دين حاكم بود، ولي در سه قرن اول اديان و مذاهب قديم ايران يكباره از ميان نرفت، بلكه همة آنها اعم از زردشتي، مانوي، مزدكي، يهود و نصراني پيرواني در همة نواحي ايران داشته‏اند.
115
از اشارات تاريخي برمي‏آيد كه در تمام دورة تسلط عرب يعني تا اواسط قرنسوم هجري در قسمتهاي مختلف ايران به لهجه‏هاي محلي تكلم مي‏كردند.
116
در بعضي از نواحي تكلم به عربي چندان دشوار بود كه حتي نماز و آيات قرآن را هم در آغاز امر به فارسي برگرداندند تا ايرانيان با آن انس بگيرند.
117
خط سغدي با خط پهلوي از يك ريشه و از منشأ الفباي خطوط سامي است.
118
بعضي از شاعران در ميان اشعار عربي از راه تفنن كلمات فارسي مي‏آورند معروف‏ترين اين شاعران ابونواس است كه در اشعارش حتي تركيبات و عبارات فارسي مي‏آورده است.
119
در سه قرن اول هجري، اسلام دين حاكم بود، اما اديان ديگر ازميان نرفته بود. اكثر فرقه‏هاي مذهبي چون قدريه، جبريه، و معتزله در اين سه قرن پا گرفتند و ايرانيان در اين زمينه‏ها هم فعال بوده‏اند.
120
سامانيان كه سلسلة عظيم صفاري را شكست دادند، سومين دولت مقتدر ايراني‏اند كه در دورة اسلامي در زمان كوتاهي علاوه بر ماوراءالنهر، بلخ، سيستان، خراسان، گرگان، طبرستان و ري را به تصرف درآوردند.
121
علت زوال دولت ساماني اختلاف شديدي بود كه از زمان اميرنوح بن منصور (366 ـ 387 هـ‏) ميان امراي ساماني بروز كرد.
122
سامانيان از آن جهت اهميت دارند كه از خانداني ايراني بودند و به مليت خود علاقه داشتند. و بسياري از آداب و رسوم ايراني را حفظ كردند. به زبان و ادب فارسي هم خدمت شاياني كردند.
123
موضوع ديگري كه در دورة سامانيان موردتوجه است، عدم مزاحمت آنان نسبت به مذاهب و فرق مختلف است.
124
بعضي از مسلمانان از روي كينه و نفرت، اسماعيليان را با زنادقه و سپيدجامگان و خُرم‏دينان و سُرخ‏ْ‏عَلَمان يكي دانسته‏اند.
125
برخي براي خوشايند خليفه آنان را كافر و فاسق و ثنوي خوانده‏اند. نه‏تنها اهل سنت در طعن باطنيه افراط كرده‏اند بلكه شيعه نيز به طعن آنان پرداخته‏اند.
126
به‏ هرصورت عقايد و باورهاي باطنيان و قرمطيان مستقيم يا غيرمستقيم در كتب تاريخي و ادبي ايران انعكاس يافته است، مثلاً آثار منثور ناصرخسرو قبادياني و بيشتر اشعار وي به اسماعيليه و تبليغ آيين آنان اختصاص يافته.
127
تصوف يا عرفان در نزد مسلمانان طريقه‏اي آميخته از فلسفه و مذهب است كه به ‏عقيدة پيروان آن راه وصول به حق تنها از آن طريق ممكن است.
128
در قرن دوم در ميان مسلمانان گروهي پيدا شدند كه زندگي خاصي داشتند و رفتار و ظاهر حالات آنان شباهتي به ساير مردم نداشت و قهراً لازم بود كه نام خاصي به آنان داده شود، آن نام «صوفي» بود.
129
تصوف بيش از هزارسال است كه در مشرق‏زمين در ممالك اسلامي و مخصوصاً در ايران رواج داشته است، و بسياري از حكما و شعرا و ادباي ايران با اين طريقه آشنايي داشته‏اند.
130
عرفان به معناي شناخت است و در اصطلاح حكما و صوفيه، معرفت قلبي است كه از طريق كشف و شهود و نه بحث و استدلال حاصل مي‏شود و آن را علم وجداني نيز گويند.
131
تصوف جنبة عملي عرفان و طي مقدمات آن است مانند چله‏نشيني و طي مقامات. تصوف را عرفان عملي نيز مي‏نامند.
132
ابوالفضل‏بن عميد وزير آل‏بويه كتابخانة بزرگي داشت كه كتابدار آن ابوعلي مسكويه اديب و مورخ بزرگ ايراني بود.
133
صاحب‏بن عباد هم كتابخانة عظيمي داشته است كه فقط كتابهاي علمي آن چهارصد بار شتر يا بيشتر بود.
134
يكي از كاتبان عضدالدولة ديلمي به نام علي‏بن سوار كتابخانه‏اي در شهر رامهرمز و كتابخانة ديگري در بصره تأسيس كرد و براي كساني كه به آن كتابخانه‏ها مراجعه مي‏كردند، حقوقي تعيين كرد.
135
اهميت فارابي در شرحهاي اوست كه بر آثار ارسطو نوشته و به همين سبب «معلم ثاني» خوانده شده است.
136
اختلاف فارابي و ابن‏سينا در پذيرفتن اصول عرفاست. ابوعلي سينا اصول عقايد عرفا را مانند ذيلي بر كتاب خود افزوده است، اما در آثار فارابي اصول عرفاني در اصل عقايد راه جسته است.
137
خلاصة رسايل اخوان‏الصفا به نام مجمل‏الحكمه از عربي به فارسي ترجمه شده‏است. در رسايل اخوان‏الصفا تمثل به اشعار، ابياتي از اشعار دل‏انگيز فارسي از قرن چهارم نيز نقل شده است.
138
بجز بخارا كه در قرن چهارم بزرگترين مركز ادبي ايران بود، شهرهاي مهم ديگري مانند سيستان، غزنين، گرگان، نيشابور، ري و سمرقند نيز از مراكز ادب‏فارسي بودند.
139
زبان فارسي براثر آميزش با زبان عربي و پذيرفتن بعضي اصطلاحات علمي و ادبي و ديني و سياسي و كاربرد آن براي بيان مفاهيم و مضمونهاي مختلف شعري و مقاصد علمي نسبت به قرن سوم تكامل بيشتري يافت.
140
در غزلهاي قرن چهارم و پنجم گاهي كلمات خشن و بعضي تركيبات ثقيل كه بيشتر شايستة قصايد است ديده مي‏شود. ذكر تخلص در پايان غزلها زياد رايج نيست و معمولاً غزلها كوتاه است.
141
رودكي اولين شاعري است كه ساختن قصايد كامل با تشبيب و مدح و دعا را معمول كرد و ديگران در اين باب دنباله‏رو او بوده‏اند.
142
آوردن حكمت و وعظ از اوايل قرن چهارم در شعر فارسي معمول شده است. در‏اين باب كسايي مروزي پيشقدم ديگران بوده است.
143
رودكي غير از كليله و دمنه شش منظومة ديگر نيز داشته است.
144
ابوعبدالله جعفربن محمد رودكي احتمالاً در اواسط قرن سوم هجري در روستاي بَنُّجْ از قُراي رودك سمرقند به دنيا آمده است. از آغاز زندگي و تحصيلات او اطلاعي دقيق دردست نيست.
145
رودكي در دربار سامانيان بوده و مخصوصاً به نصربن احمد (301 ـ 331 هـ . ق) اختصاص ‏داشته ‏است.
146
ابوعلي‏بلعمي مؤلّف تاريخ‏بلعمي (ترجمة تاريخ‏طبري) نيز از ممدوحان رودكي بود و بلعمي در حق اين شاعر اعتقادي وافر داشت و براي وي در عرب و عجم مانندي نمي‏دانست.
147
اشعار رودكي ساده و روان و به سبك خاص روزگار خويش كه سبك خراساني (يا تركستاني) خوانده مي‏شود، سروده شده است.
148
علاوه بر ديوان، رودكي به نظم كليله و دمنه و سندبادنامه هم پرداخته كه ابياتي پراكنده از آنها باقي مانده است.
149
به سبب شباهت نام ممدوح رودكي يعني «نصر» با ممدوح قطران يعني «بونصرمملان» تعدادي از ابيات اين دو شاعر با هم مخلوط شده است.
150
شهيد بلخي به عربي هم شعر گفته و به حسن‏ خط هم شهرتي داشته است. اكثر شاعران دوره‏هاي بعد چون: دقيقي، فرخي، منوچهري و خاقاني شعر او را مدح كرده‏اند.
151
ابومنصور محمدبن احمد دقيقي از شاعران دورة ساماني است. و بعد از رودكي دومين شاعر بزرگ آن عهد شمرده مي‏شود. از جزييات زندگي او و سال تولد و مرگش اطلاعي دردست نيست.
152
شهرت دقيقي به سبب سرودن شاهنامه است كه به فرمان اميرنوح‏بن منصور هشتمين اميرساماني به نظم آن پرداخت. اما به گفتة فردوسي، بيش از هزار بيت از آن باقي نمانده است.
153
چون دقيقي در شاهنامة خود از زردشت با احترام سخن مي‏گويد و در اشعار ديگر وي نيز اشاراتي به آيين زردشت مي‏توان يافت، گويا دليل براين باشد كه وي آيين زردشتي داشته است.
154
ابوالحسن مجدالدين كسايي مروزي از شعراي اواخر عهد ساماني و اوايل عهد غزنوي است. پيش از فردوسي سه تن از شاعران شهره بوده‏اند: رودكي، دقيقي و كسايي.
155
كتابخانه‏اي كه يزدگرد از تيسفون به مرو برده بود، تا دورة مأمون باقي بود. از اين شهر شاعراني بزرگ چون مسعودي مروزي و بشار مرغزي به ظهور رسيده‏اند.
156
روزگار كسايي روزگار آشوب بود. بعد از غروب آفتاب سامانيان وي روي به دربار غزنويان آورده است. كسايي اگر مديحه‏سراست مدح‏پيشه نيست.
157
كسايي شاعري است پاك اعتقاد و به سبب پاكي درون از مدح خلق به ستايش خاندان پيامبر و امام اول شيعيان روي آورده است. وي شاعري شيعي است و اشعاري صادقانه در اين زمينه دارد.
158
دو خصوصيت ممتاز كسايي يعني دورپردازي خيال و اعتقاد پابرجا در سخنان او آشكار و نمايان است.
159
ناصرخسرو خودپسندي خاص دارد و آسان با هركس درنمي‏آويزد. سبب معارضه و درآويختن ناصرخسرو از مروزي بودن يا تشيع كسايي نيست، بلكه از آنجاست كه قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهري.
160
رابعه نخستين زن شاعر در زبان فارسي به شمار مي‏رود، بر نظم فارسي و تازي هردو توانا بوده است.
161
از شاعران قرن چهارم است. هيچ‏گونه اطلاعي از زندگاني وي دردست نيست. از وي قصيدة خمرية بسيار زيبايي باقي مانده كه نام گوينده‏اش را جاودانه ساخته است.
162
ابوالفتح علي‌بن محمد بستي از بست سيستان بود. مدتي در خدمت امير بٍُِِّست به سر مي‌برد، بعد به ديوان رسايل سبكتگين پدر محمود غزنوي درآمد و تا اواخر عمر در آن خدمت ماند.
163
حكيم ابوالقاسم منصوربن حسن فردوسي شاعر چيره‌دست و بزرگترين حماسه‌سراي ايران است.
164
اوي از خاندان دهقانان و از ايرانيان اصيل عصر خويش بود، دلبستگي او به آفرينش شاهنامه از اين پيوند روحي و تربيت خانوادگي او مايه مي‌گيرد.
165
فردوسي متوقع بوده است كه محمود كتاب او را بپسندد و صلة فاخري به او بدهد. اما محمود به آن كتاب عنايتي نشان نداده است.
166

30 تا 70 درصد پروژه | پاورپوینت | سمینار | طرح های کارآفرینی و  توجیهی |  پایان-نامه |  پی دی اف  مقاله ( کتاب ) | نقشه | پلان طراحی |  های آماده به صورت رایگان میباشد ( word | pdf | docx | doc | )

نوع فایل

پاورپوینت/powerpoint/pptx

فایل های همراه

فایلی به همراه ندارد

حجم فایل

3 مگابایت

تعداد اسلاید

169 اسلاید

سال ساخت

بین سال های 1390 تا 1396

کیفیت فایل

خوب

کیفیت ظاهری

خوب ( وضعیت ظاهری مناسبی دارد )

زبان

فارسی

باز شدن توسط

Microsoft Office

قابلیت ویرایش

دارد توسط نرم افزار ( Office / آفیس )

مناسب با مقطع

فوق دیپلم, فوق لیسانس, کاردانی, کارشناسی, کارشناسی ارشد, لیسانس

نوع کاربری

پروژه دانشجویی, پایان نامه, تحقیق

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “دانلود پاورپوینت آشنايي با ادبيات و تاريخ از زمان پيدايش آثار مربوط به آن تا قرن چهارم هجري (کد16329)”